احمد نعیم آبادی
- laksariamir
- May 27, 2020
- 2 min read
احمد نعیم آبادی
برپا شدند هم آوا مردمانی بیشمار
همراه شد از روح و جان خویش نعیم آبادی
افسوس که سینه اش شکافت دژخیمی نابکار
صدها درود بر تو آزاده که بر میهنت جان دادی
پر شد ز غم و ای بس خانه ها گشته سوگوار
بر گوش رسیده هر طرف ناله ای و فریادی
روزی رسد که یاد آوریم دلیران با افتخار
هر قطره ای که جان بخشود به خاک آزادی
پایان رسد سیاهی و رنج و انتظار
غم چون رود روان گشته اشک های شادی
گر هست به جا ریشه ، تباهی ست ماندگار
اصلاح کجا شود چو فاسد است بنیادی
شاید که اولین است احمد ز خرداد مرگبار
ای بس دلیران که یاد آ ریم با نعیم آبادی
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) خرداد ۱۳۹۰
آقای نعیم آبادی، متولد ٢ فروردین ١٣٦٦، خدمت سربازی را سپری کرده بود و دانشجوی ترم اول فیلمسازی انیمیشن بود.
آقای نعیم آبادی همراه برادرش روز ٢٥ خرداد ١٣٨٨ در تظاهرات علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد. وی در «لبه ضلع شمالی میدان آزادی» مورد اصابت گلوله عوامل گردان بسیج «١١٧ عاشورا» قرار گرفت و در حضور برادرش درگذشت. وی ٢٢ سال داشت
پیکر آقای نعیم آبادی را به بیمارستان رسول اکرم بردند. مسئولان بیمارستان به اعضای خانواده اطلاع دادند که ناچار هستند پیکر او و ٨ نفر دیگر را به وزارت اطلاعات تحویل دهند. پس از آن اعضای خانواده نتوانستند پیکر او را پیدا کنند تا اینکه یک هفته بعد، از پزشکی قانونی کهریزک با آنها تماس گرفتند و گفتند که برای شناسایی جسد به آنجا بروند.
در سردخانه پزشکی قانونی کهریزک، اعضای خانواده نعیم آبادی مشاهده کردند که تعداد زیادی لباسهای خونی در گوشهای انباشته شده بود. پیکر آقای نعیم آبادی برهنه بود و جای بخیه بر روی پیکرش دیده میشد (روز آنلاین). از لباسها و وسایل شخصی آقای نعیم آبادی، تنها کفشی به خانواده داده شد که متعلق به او نبود. مادرش در این باره میگوید: «فقط یک کفشی به ما دادند که کفش پسر من نبود و معلوم نیست کفش کدام یک از شهدا بود... هیچی ندادند گوشی موبایل، کیف پولش، لباسهایش، من اینها را برای یادگاری از بچهام میخواستم اینها همه، آخرین بوی بچه مرا میداد که آن را نیز دریغمان کردند.» در مراجعه بعدی خانواده، متوجه شدند که لباسهایی که در آنجا دیده بودند، از بین برده شده است.
Comments