top of page

پستی

  • laksariamir
  • Feb 7, 2022
  • 1 min read

Updated: Feb 8, 2022


پستی


چه داند کودک از اسرار هستی

که بر جانش رسد آلوده دستی

بنام ازدواج از دین و دولت

جوازی دارد هر نامرد و پستی

اگر چشمان و گوش و لب تو بستی مگو با من که بود از درد مستی چو دیدی کودکی جانش شکسته چو خاموشی تو خود جانش شکستی


مگو با من که دینت شد جوازت مگو با من خدایی میپرستی چو آسان آدمیت را گسستی مپندار از ستمکاران تو رستی


اگر بنشسته خاموش در سیاهی ز ترس و خودپرستی کی تو جستی سکوت ما نبود از چیره دستی بپا گردیم برای حق پرستی


در این دوران پستی و سیاهی

مگو کاری نیاید بر ز دستی

ستم گر دیده و بر جا نشستی

بدان همراه نامردان تو هستی


اهلی . بهمن ۱۴۰۰


من درون سینه ام دارم غمی بی انتها

کی توانم از دل گریان خود گردم جدا

بار دیگر میهن من کرده تن رخت عزا

بار دیگر کشته شد یک زن به نام یک خدا

اهلی






Comments


Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page